تبليغاتX
زندگي زيباست
زندگي زيباست زندگی زیباست



خداوندا

خداوندا نمی دانم

در این دنیای وانفسا

كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم!

نمیدانم!

نمی دانم خداوندا

در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد

كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم!!!

نمی دانم خداوندا!!!

به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم

دگر سیرم خداوندا

دگر گیجم خداوندا

خداوندا تو راهم ده

پناهم ده

امیدم ده خداوندا

كه دیگر نا امیدم من و

میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی

بس ستمبار است و لیكن من نمیدانم دگر پایان پایانم

همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم

چرا پنهان كنم در دل؟

چرا با كس نمی گویم؟

چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟

همه یاران به فكر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند

ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . كه دردم را فرو ریزد

دگر هنگامه ی تركیدن این درد پنهان است

خداوندا نمی دانم

نمی دانم

و نتوانم به كس گویم

فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی

من خون دل دارم.

دلی بی آب و گل دارم.

به پو چی ها رسیدم من

به بی دردی رسیدم من

به این دوران نامردی رسیدم من

نمیدانم

نمی گویم

نمی جویم

نمی پرسم

نمی گویند

نمی جویند

جوابی را نمی دانم

سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند

چرا من غرق در هیچم؟

چرا بیگانه از خویشم؟

خداوندا رهایی ده

كلام آشنایی ده

خداوندا پناهم ده


دل گمگشته ی من را نشانم ده

 


ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه 1390/09/28ساعت 10:29  توسط ZAHRA | 
آیا می دانید؟؟؟؟؟؟

ایا میدانید هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب می‌‌گذراند؟
ایا میدانید کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دارد؟
ایا میدانید گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود؟
ایا میدانید اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود؟
ایا میدانید رادیم گرانترین فلز است؟
ایا میدانید رادار مخفف است و به معنای آشکار سازی و فاصله یابی به کمک امواج رادیویی است؟
ایا میدانید اب داغ زود تر از اب سرد یخ میزند؟

ایا میدانید خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود؟
ایا میدانید مواج رادیویی بلند ترین طول موج را دارند که به حدود 2 کیلو متر میرسد؟
ایا میدانید نور میتواند دور کره ی زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند؟
ایا میدانید میشود اب را در یک لیوان کاغذی بجوش اورد؟ (بدون سوختن لیوان)
ایا میدانید لیزر به معنای تقویت نور توسط تشعشع تحریک شده است؟
ایا میدانید نانولوله‌ها ساختارهای کربنی 100 برابر قویتر از فولاد دارند؟
ایا میدانید وزن نانولوله‌ها یک ششم وزن فولاد است؟
ایا میدانید نسبت استحکام به وزن درنانولوله‌ها 600 برابر بیشتر از فولاد است؟
ایا میدانید این در حالی که باید 2 میلیون ادم حرف بزنند تا بتونند یک لامپ 50 واتی رو روشن کنند؟
ایا میدانید هنگام رعد و برق اختلاف پتانسیل بین ابر و زمین به 10 تا 100 میلیون ولت میرسد؟
ایا میدانید این تغییر ناگهانی دما از حدود 300 کلوین به 300 هزار کلوین حجم هوا را 100 برابر میکند؟
ایا میدانید هنگام رعد و برق دمای ان را به بیش از 2000 درجه میرساند؟
ایا میدانید پودولفسکی که اهل لهستان است قویترین مرد جهان است؟


ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه 1390/09/21ساعت 14:36  توسط ZAHRA | 
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

جواب هم صداییـــــــــها پلیس ضد شورش نیست

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشــو روی مین جا نمی ذاره

همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمی خونی نهنگا خود کشـــــی کردن

جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و تابــــــــــوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی

لبا لب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانست

تمام جنگای دنیا شدن مشمـــــول آتش بس

کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم

دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه گنــــــدم

بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا

تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا


ادامه مطلب
لینک ثابت| یکشنبه 1390/08/29ساعت 17:24  توسط ZAHRA | 
.....
در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش

نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد

نمی خواهم بدر بر هم نهد چشمان بازم را

نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند

ولی ای دوست

اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو برسید فلانی کو؟؟؟

بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد

ولی تا لحظه ی آخر چنین میگفت

امید من، عزیز من، رفیق من

من از تو وفا خواهم وفا...


ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه 1390/08/09ساعت 12:29  توسط ZAHRA | 
زندگی واقعا زیباست...
آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم.

امیدوارم که شماها هم به هدفاتون برسین


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1390/07/09ساعت 13:1  توسط ZAHRA | 
حافظ
تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ما کن

که بضاعتی نداریم و فکندهایم دامی

عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود

نه به نامه ی پیامی نه بخامه ی سلامی

حافظ


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1390/06/12ساعت 15:0  توسط ZAHRA | 
یه درس کوچولو
زندگی همین است پر از فراز و نشیب است، تلخی و شیرینی دارد. همه چیز میگذرد. مهم ایت است که آدم یاد بگیرد، وقتی کار یا زندگی سخت می شود، میزان طاقت او، در سختی ها کمی بیشتر از مشکلی باشد که پیش آمده است. اما باید انسان تجربه ای که بدست می اورد، فراموش نکند. قدر توانایی ها و نعمت های خود را بداند، و به بهترین شکل، از آن بهره ببرد.

<دکتر حسابی>


ادامه مطلب
لینک ثابت| پنجشنبه 1390/06/03ساعت 14:30  توسط ZAHRA | 
الهی العفو...
سلام

اگه  تو این شبا دلت گرفتو  خالصانه و بی ریا رفتی سمتش و بغضت ترکید منو  هم فراموش نکن  و از خدا بخواه کمکم کنه.

خدایا مارو یه لحظه هم به حال خودمون وامگذار....

التماس دعا


ادامه مطلب
لینک ثابت| یکشنبه 1390/05/30ساعت 16:8  توسط ZAHRA | 
یه درود و بدرود خوشمزه با طعم کنکور
 

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

این گِرد گَردِ چرخ کُهن گَشت و کُشت و گَشت

بر کام ما نگشت و نکردیم کاری که چرخ نگردد

گویی روزهای معرکه در خواب بوده ایم

اما....

اکنون که بر خواسته ایم

گر چرخ گردون به کام ما نگردد کاری کنیم تا نگردد.

 

دوستان سلام. حالتون چطوره؟

در زندگی وقتی می بینی که دوستانت در اوج آسمان ها پرواز میکنند و تو در ارتفاعات پایین پر میزنی، اندوهگین میشوی و بیشتر از آن وقتی اندوهگین میشوی که به یاد میآوری پرواز را با تمام آنها از یکجا و از یک کلاس آغاز کرده بودی.

"بلندترین پروازها از زمین آغاز میشوند."

شاید منم یه سال ازشون عقب افتادم ولی در عوض قدر زندگیمو فهمیدم، فهمیدم واسه رسیدن به هدفم باید تلاش کنم، و یاد گرفتم که گاهی مسیر دلپذیرتر از مقصده و میخوام تمام لذت رو از مسیر هدفم ببرم. واسه به دست آوردن یه چیزی باید یه چیزای دیگه ای رو از دست داد، هدفم واسم مهمتر از وبمه پس تا تیر ماه مجبورم بیخیاله وبم بشم اما ارزششو داره باورکن.میدونم فکر کردن به اینکه یه سال دیگه باید بشینی تو خونه و درس بخونی سخته ولی اگه هدف والایی داشته باشی و به خدا توکل کنی واست آسون میشه. ما تلاشمونو میکنیم بعدشم راضییم به رضای خدا،انشاءالله که موفق میشیم.

دوست من؛

 بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است. متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید : به " تو " توکل می کنم.            " جی پی واسوانی"

هیچ وقت فراموشش نکن چون اون موقع حتی تو اوج شادی هم که باشی ته دلت خالیه و تکیه گاهی نداری و بدون اون به هیچ جایی نمیتونی برسی بهش اعتماد کن به جملش که میگه از تو حرکت از من برکت ایمان بیار.

«هیچ وقت از رحمت خدا ناامید نشوید فقط کافرانند که از رحمت خدا ناامید میشوند» (سوره ی یوسف، آیه ی 87)

یادت باشههیچوقت واسه شروع کردن دیر نیست اما اگه حالا وقتشو داری دست به کار شو و شروع کن تو میتونی اگه بخوای، به خودت و تواناییهات ایمان داشته باش مگه ما چیمون از بقیه کمتره؟ هممونو از خاک آفریدن.

عاشق بهترینا نباش بهترین باش تا بهترینا عاشقت باشن.

اگه نتونستی دانشگاه بری یا شرایط بهت اجازه نداد بری غصه نخور همه چیز که دانشگاه نیست، آدمای موفقی هستن که اسم دانشگاه رو هم نشنیدن.

سعی کن هرکسی در هرجایی که هستی تاثیر گذار باشی و بتونی به دیگران خدمت کنی.

مرگ خیلی آسان میتواندبه سراغ ما بیاید و خزان دیرپایش بهار عارض ما را فراگیرد، اما مهم نیست. چون تا ما هستیم، مرگ نیست و چون مرگ آمد، ما نخواهیم بود. مهم این است که بود و نبود ما چه تاثیری بر زندگی دیگران خواهد داشت.

دیگه بیشتر از این وقتتو نمیگیرم اما تسلیم نشو و به راهت ادامه بده یکی هست که هواتو داره همونی که در مقابل بدیهای تو خوبی میاره و میگه بنده ی من؛            

 تو را در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد.

همیشه واسه معبودت بهترین باش

ما که رفتیم عزت زیاد............

التماس دعا


ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1389/06/30ساعت 6:7  توسط ZAHRA | 
دوست داشتن در مقابل استفاده كردن

 

زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت. مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده. در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد" ! آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچي نتوانست بگويد به سمت اتوبيل برگشت وچندين باربا لگدبه آن زد حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود  نگاه مي كرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر".روز بعد آن مرد خودكشي كرد. خشم و عشق حد و مرزي ندارند.دومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندگي دوست داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيدكه اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند در حاليك امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند. همواره در ذهن داشته باشيد كه:            

 اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند.

مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشوند

مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتارتان مي شود

مراقب رفتار تان باشيد كه تبديل به عادت مي شود

مراقب عادات خود باشيد شخصيت شما مي شود

مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود

«امام علی(ع)»


ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه 1389/06/22ساعت 14:41  توسط ZAHRA | 
و خدا همین نزدیکیست...

 

مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنيد .
و سپس دوباره فرياد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهيد و صدای رعد در آسمان طنين افکن شد ، اما مرد باز هم نشنيد .
مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببينم .» و ستاره ای به روشنی درخشيد ، اما مرد فقط رو به آسمان فرياد زد :
» پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با نااميدی ناله کرد :« خدايا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اينجا حضور داری»
و آنگاه خداوند بلند مرتبه دست خود را از آسمان بر روی زمين دراز کرد و مرد را لمس کرد ، اما مرد با حرکت دست ، پروانه را دور کرد و قدم زنان رفت.


ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1389/06/16ساعت 5:47  توسط ZAHRA | 
قدر, توبه, آمرزش
شب عفو است و محتاج دعایم

ز عمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی ز ما کن

کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یا رب فلانی روسیاهست

دو دستش خالی و غرق گناه است

بگو یا رب تویی دریای جوشان

در این شب رحمتت بر وی بنوشان

"التماس دعا"


ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1389/06/09ساعت 6:36  توسط ZAHRA | 
یا رب مددی فرما

روی هر پله ای که ایستاده باشی، خدا یه پله بالاتره نه برای اینکه یادت بندازه که اون خداست و تو بنده ای، برای اینکه دستتو بگیره و تو رو بالا ببره.


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1389/06/06ساعت 22:2  توسط ZAHRA | 
رمضان
اي ماه!

تو از كدام سو مي آيي؟

از جانب كدام ميزبان پر مي كشي و مرا در آغوش مي گيري؟

اي ماه!

در سفره تو غني و فقير برابرند و ميزبان كسي را بر كرسي بالاتر قرار نمي دهد،هركس بر اساس زهد و عشق خود از اين سفره خواهد خورد.

اي ماه!

چه رازي در نهان توست كه جان خسته هر خسته اي را آرامش مي بخشي و به او رزق و روزي ارزاني مي داري.

اي ماه!

بهشت از معبر تو مي گذرد.

تمامي ذرات كوچه هاي لبريز عشق است.

اي ماه!

از آيينه تو مي توان چهره دوست را به تماشا نشست تو بوي پروردگاري را داري كه رزاق است و رحيم.

اي ماه!

از تو بوي هستي به مشام مي رسد.

 


ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1389/05/26ساعت 6:24  توسط ZAHRA | 
ماه پاک شدن
حلول ماه مبارک رمضان بر همه مبارک بنویس نام مرا بر کف دست ای دوست تا به هنگام قنوت نبری از یادم

ادامه مطلب
لینک ثابت| چهارشنبه 1389/05/20ساعت 21:35  توسط ZAHRA | 
چند لحظه توقف!!!
بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است. متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید : به " تو " توکل می کنم.            " جی پی واسوانی"

 مقام نيست كه انسان را مي سازد انسان هست كه مقام را مي سازد.                 "ژان ژاك روسو"

ديگران را همان طور كه هستند بپذير                       . "ديل كارنگي "

موفقيت جاده اي است كه هر كسي بايد خودش آن را هموار سازد.                       "بندلر"

 چيزي به اسم خوب يا بد وجود ندارد افكار آن را خوب يا بد مي كند                                 ."شكسپير "

انسان وقتي بلند حرف مي زند صدايش را مي شنوند اما هنگامي كه آهسته صحبت كند به حرفش گوش مي دهند.      

  "پل رينو "

زندگی آنچه زیسته ایم نیست ، بلکه چیزی است که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم.                   "کابریل کارسیا"

به من بگو چه اشخاصی را می پسندی تابگویم خود کیستی.                  "سنت بوو"

سعادتمند حقيقي كسي است كه هميشه همه جا و به همه چيز و همه كس بخندد.         "كريستوفر- مارلو"

سعادتمند كسي است كه در هجوم و مقابله با مصائب خود را نبازد.                        "پاسكال"

خوشبختي توپي است كه وقتي مي غلتد به دنبالش مي رويم و وقتي توقف مي كند به آن لگد مي زنيم.                             

"فرانسوا رنه دو- شاتوبريان"

ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1389/05/19ساعت 3:41  توسط ZAHRA | 
شیشه و آینه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست . عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید : چه می بینی؟
گفت : آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
.
بعد آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید : در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی ؟
گفت : خودم را می بینم
.
ــ دیگر دیگران را نمی بینی! آینه و پنجره هردو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند ، شیشه . اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
.
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن . وقتی شیشه فقیر باشد ، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می شود ، تنها خودش را می بیند
.
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلو چشم هایت برداری ، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری.

 


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1389/05/16ساعت 16:21  توسط ZAHRA | 
...
سلام

من اومدم


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1389/05/16ساعت 0:46  توسط ZAHRA | 
او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم. بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد.. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظه‌ای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آنش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که

خداوند چشم به تو دوخته و

همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.


ادامه مطلب
لینک ثابت| چهارشنبه 1388/05/28ساعت 20:56  توسط ZAHRA | 
چند جمله...
شجاعت واقعي زماني است كه انسان در اوج مشكلات به زندگي لبخند بزند.

فرصت ها سخت به دست می آیند و زود از دست می روند پس سعی کن از آن گونه انسان هایی باشی که برای گفتن احساسات از هیچ کس و هیچ چیز ترسی نداری شاید آن که امروز هست فردا نباشد

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

گاهی سکوت است و گاهی تماشا

 

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

 

در دشمنی دورنگی نیست کاش دوستان هم درموقع خود

چون دشمنان بی ریا بودند

 

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم چون سالها به اجبار خواهیم خفت

 

فرد در موقعی ساخته می شود که کوشش می کند تا دیگران را بسازد             

                                                                                                                                                   

 ایمان بی عشق، اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان، اسارت در خود

 

 سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان می نویسند واگر بدانی خود می توان نوشت


ادامه مطلب
لینک ثابت| جمعه 1388/05/23ساعت 17:28  توسط ZAHRA | 
آموخته ام...

آموخته ام پيش از آنكه مرا بفهمند ديگران را درك كنم.

آموخته ام كه مرد بزرگ به خود سخت مي گيرد مرد كوچك به ديگران.

آموخته ام كه دانش خود را به ديگران آموزش دهم و دانش ديگران را بياموزم، بنا بر اين علم خود را انفاق كرده ام و آنچه را نمي دانم  آموخته ام.

آموخته ام پيش از آنكه دوستم بدارند دوست بدارم.

آموخته ام هميشه فردي خوشبين باقي بمانم چرا كه زندگي و موهبت هاي آن را دوست دارم.

آموخته ام اگر چه از هر چيزي بهترينش را ندارم ولي از هرچيزي كه دارم بهترين را استفاده كنم.

آموخته ام لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد.

آموخته ام آنچه امروز در دل دارم ممكن است آرزوهاي فردايم باشد.

آموخته ام زندگي مثل يك نقاشي است با اين تفاوت كه در آن از پاك كردن خبري نيست.

آموخته ام كه هيچ روزي از امروز باارزشتر نيست.

 

(زندگي مثل يه ديكته ست كه هي غلط مي نويسي و هي پاك مي كني غافل از آنكه اجل مي ياد و داد مي زنه برگه ها بالا)


ادامه مطلب
لینک ثابت| پنجشنبه 1388/05/15ساعت 18:45  توسط ZAHRA | 
هی فلانی زندگی شاید همین باشد!!

ادامه مطلب
لینک ثابت| یکشنبه 1388/05/11ساعت 7:50  توسط ZAHRA | 
شما نجار زندگي خود هستيد

نجار پيري خود را براي بازنشسته شدن آماده مي كرد. يك روز او با صاحب كار خود موضوع را در ميان گذاشت. پس از روزهاي طولاني و كار كردن و زحمت كشيدن، حالا او به استراحت نياز داشت و براي پيدا كردن زمان اين استراحت از كارفرمايش مي خواست تا او را از كار بازنشسته كند.

صاحب كار او بسيار ناراحت شد و سعي كرد او را منصرف كند، اما نجار بر حرفش و تصميمي كه گرفته بود پافشاري كرد.

سرانجام صاحب كار در حالي كه با تأسف با اين در خواست موافقت مي كرد، از او خواست تا به عنوان آخرين كار، ساخت خانه اي را به عهده بگيرد.

نجار با اكراه درخواست صاحب كارش را پذيرفت. بنابراين به سرعت مواد اوليه نامرغوبي تهيه كرد و به سرعت و با بي دقتي، به ساختن خانه مشغول شد و ديري نپاييد كه كار به اتمام رسيد.

او صاحب كار را از اتمام كار با خبر كرد.

صاحب كار براي دريافت كليد آخرين كار نزد نجار آمد. زمان تحويل كليد، صاحب كار آن را به نجار بازگرداند و گفت: اين خانه هديه اي است از طرف من به تو به خاطر سال هاي همكاري!

نجار يكه خورد و شرمنده شد.

در واقع اگر او مي دانست كه خودش قرار است در اين خانه ساكن شود، لوازم و مصالح بهتري براي ساخت آن به كار مي برد و تمام مهارتش را به كار مي بست. يعني كار را به صورت ديگري پيش مي برد.


ادامه مطلب
لینک ثابت| چهارشنبه 1388/04/24ساعت 7:40  توسط ZAHRA | 
شاید این جمعه بیاید شاید...

ادامه مطلب
لینک ثابت| جمعه 1388/04/19ساعت 13:30  توسط ZAHRA | 

كاش مي دانستيد زندگي با همه ي وسعت خويش

محفل ساكت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست

زندگي خوردن و خوابيدن نيست

هوس و ديدن و ناديدن نيست

زندگي حس جاري شدن است

از تماشگر آغاز حيات تا به جايي كه خدا مي داند.

(چيزهايي را كه بايد شكرشان را بجا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.)


ادامه مطلب
لینک ثابت| یکشنبه 1388/04/14ساعت 14:39  توسط ZAHRA | 
امروز را دریاب شاید فردا دعوت نشوی!

ادامه مطلب
لینک ثابت| جمعه 1388/03/22ساعت 19:0  توسط ZAHRA | 
چرا...زيبا

چرا پيوسته مي گويي دل شيدا نمي بينم

چرا پيوسته مي گويي قد رعنا نمي بينم

چرا با آيه هاي يأس خود دايم پريشاني

و گويي از پس امروز خود فردا نمي بينم

چرا با اين همه دريا فقط از قطره مي گويي

تلنگر مي زني بر خود كه من دريا نمي بينم

چرا با اين همه عاشق تو از معشوق بيزاري

و مجنون وار مي گويي كه من ليلي نمي بينم

همه زيبا و شيدايند در اين عالم كه مي بيني

عوض كن رنگ چشمانت نگو زيبا نمي بينم

(هر وقت نا اميد شدي برو جلوي كوه و بگو خدايا هنوز جاي اميدواري هست؟ خواهي شنيد هست! هست!هست! )


ادامه مطلب
لینک ثابت| شنبه 1388/02/19ساعت 15:36  توسط ZAHRA | 
قلب
روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را دارد . جمعیت زیادی جمع شدند و به قلب او نگریستند. قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نشده بود.  مرد جوان با کمال افتخار با صدایی بلند به تعریف از قلب خود پرداخت و همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده‌اند ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت که قلب تو به زیبایی قلب من نیست . مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه کردند قلب او با قدرت تمام می ‌تپید اما پر از زخم بود. قسمت‌هایی از قلب او برداشته شده و تکه‌هایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نکرده بودند برای همین گوشه‌هایی دندانه دندانه درآن دید می‌شد.در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه‌ای آن را پرنکرده بود، مردم که به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود می‌گفتند که چطور او ادعامی‌کند که زیباترین قلب را دارد؟ مرد جوان به پیر مرد اشاره کرد و گفت تو حتماً شوخی می‌کنی؛ قلب خود را با قلب من مقایسه کن ؛ قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی و خراش است . پیر مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر می‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمی‌کنم. هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده‌ام، من بخشی از قلبم را جدا کرده‌ام و به او بخشیده‌ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه‌ی بخشیده شده قرار داده‌ام؛ اما چون این دو عین هم نبوده‌اند گوشه‌هایی دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد که برایم عزیزند؛ چرا که یاد‌آور عشق میان دو انسان هستند.بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده‌ام اما آنها چیزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اینها همین شیارهای عمیق هستند ، گرچه دردآور هستند اما یاد‌آور عشقی هستند که داشته‌ام، امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعه‌ای که من در انتظارش بوده‌ام پرکنند.پس حالا می‌بینی که زیبایی واقعی چیست ؟ مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی که اشک از گونه‌هایش سرازیر می‌شد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم کرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشه‌ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود،اما از همیشه زیباتر بود زیرا که عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ کرده بود.

(ارزش انسان به داشته هايش نيست به آن چيزي است كه آرزوي به دست آوردنش را دارد.)


ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه 1388/02/07ساعت 15:5  توسط ZAHRA | 
معنای شکست برای شما چیست ؟
گفتند : شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي

گفت : نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.

گفتند : شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي.

گفت : نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام.

گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بودي.

گفت : نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت داشته ام.

گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي.

گفت : نه! شکست يعني مي بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حرکت کنم.

گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي

گفت : شکست يعني من هنوز کامل نيستم.

گفتند : شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي.

گفت : نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم.

گفتند : شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي!

گفت : نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم


ادامه مطلب
لینک ثابت| پنجشنبه 1388/02/03ساعت 19:8  توسط ZAHRA | 
يادداشتي از طرف خدا
 

به: شما

تاريخ : امروز

از: رئيس

موضوع : خودت

عطف به : زندگي

 

من خدا هستم. امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم . لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم. اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن . آنرا در صندوق ( چيزي

براي خدا تا انجام دهد ) بگذار . همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو . وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن . در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه

الان در زندگي ات وجود دارد تمركز کن . نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است

شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيکار است و شغلي ندارد

ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند

وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده

وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد

ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند

وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند

ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي : متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي

 

 

حرف آخر : نود درصد از آنچه درباره اش نگرانيم هرگز پيش نخواهد آمد


ادامه مطلب
لینک ثابت| سه شنبه 1388/02/01ساعت 20:37  توسط ZAHRA | 
وبلاگ من
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
طراح قالب
نویسندگان
امکانات


اين سایت را 
صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
در باره وبلاگ
زندگي مثل گل است
پر از برگ،پر از خار
پر از عطر لطيف
يادمان باشد اگر گل چيديم
عطر و برگ و گل و خار
همه
همسايه ديوار به ديوار همند.


شاد و موفق باشید.

آرشیو موضوعی
آرشیو
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
شهریور 1389
مرداد 1389
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
پیوندهای روزانه
لینک دوستان
عــاشــــق و مـــــعشـــوق
  مدیریتی بر جنوب کشور
  آتین
  روانشناسي موفقيت
  وادی امن
  تویی که نمی شناسمت
  یادداشتهای تنهایی وبلند بلند افکار شبانه
  گچساران شهر من
  رمان های عاشقانه
  دانشنامه آزاد
  سالک آزادی
  تک پسر::قالب ساز
جستجو




آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

:ترجمه قالب:
تک پسر یک سایت واقا تک

 
Template design by: Takpesar.blogfa.com

mouse code

كد ماوس